تبليغاتX
شكوفه هاي بهاري


شكوفه هاي بهاري

براي تازه شدن دير نيست!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388| ساعت 16:47| توسط محمد| |

دوستان نظرات شما باعث خوشحالی ماست.



::ادامه مطلب::
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388| ساعت 8:50| توسط محمد| |


ايرانسل عشق را تكميل مي كند

نظر!


نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388| ساعت 20:37| توسط محمد| |

اس ام اس فلسفی جدید ، اس ام اس عرفانی ، اس ام اس موفقیت

sms falsafi , sms erfani , sms movafaghiyat

پیامک جدید عرفانی ، پیامک فلسفی جدید ، پیامک موفقیت

اس ام اس جملات قصار ، اس ام اس زیبا و معنی دار

زنده بودن را به بیداری بگذرانیم ، چرا که سالها به اجبار خواهیم خفت . . .

گویند آن سوی ناکامی ها همیشه خدائی هست که داشتنش

جبران همه ناکامی هاست . . .

برای بلند شدن باید خم شد ، گاهی مشکلات تو را خم میکنند

و بدان آغاز ایستادن است . . .

 

هنگامی که دوستی به مشکلی برخورده است ، او را با پرسیدن اینکه :

 "چه کاری میتونم برات انجام بدم"

آزار ندهید ، یک فکر مناسب بکنید و آن را انجام دهید . . .

باد می وزد ...

میتوانی در مقابلش هم دیوار بسازی ، هم آسیاب بادی

تصمیم با تو است . . .

زیباترین حکمت دوستی ، به یاد هم بودن است ، نه در کنار هم بودن . . .

بقیه در ادامه مطلب


::ادامه مطلب::
نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388| ساعت 9:39| توسط محمد| |

http://mosi-sms.blogfa.ir/نظر هم بدید ممنون


::ادامه مطلب::
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388| ساعت 11:27| توسط محمد| |

 

لحظه هام پر شده از تنهایی و غم
قلبمم داره میمیره از نداشتن یه همدم
لحظه هام رفتن و رفتن پی هم
منم و تنهایی و جای خالیه تو قلبم
انتهای جاده ی بی انتهای من هنوزم
بی سرابه ،مونده یکجا بی نفس
شبها رو به آسمونه چشمای نمناک و خستم
تا که پیدا بشه یک شب،تک ستاره وجودم
نفسم داره می گیره،می دونم تنها می مونم
آخرش تو اوج غربت ،میمیرم من نمی مونم

دوست خوبم برگ پاییزی

تنهام


::ادامه مطلب::
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388| ساعت 14:43| توسط محمد| |

یك پسر با یك نگاه از یك دختر خوشش میاد ...

 و عشق از طرف اون شروع میشه ...

 تا جایی كه زندگیش رو پای عشقش میذاره ...

اما دختر باور نمیكنه ...

 چون یك چیزهایی دیده و شندیده ...

 تا دختر میاد پسر رو باور كنه ، پسر دلسرد و خسته میشه ...

 میره با یكی دیگه ...

 بعد كه دختر تازه تونسته پسر رو باور كنه میره طرفش ...

اما پسر رو با یكی دیگه میبینه ...

اینجاست كه میگه: حدسم درست بود ...

نوشته شده در دوشنبه سوم فروردین 1388| ساعت 23:2| توسط محمد| |

باور نمی کردم

آدمی به سادگی چیدن یک خوشه انگور

                                  عاشق بشود

                                   چشمانت را که دیدم باورم شد !
نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388| ساعت 19:14| توسط محمد| |


قالب وبلاگ :: :: كدهای جاوا